+ هیشکی نمی یاد کسی رو ازت بگیره .
- نمونشو نمیبینی ؟ ببین من خسته نبودم ، فقط ناراضی بودم از زندگی ، با خودم لج کردم و به اون بد کردم ، بد هم که نه فقط تو خودم بودم ، حواسم نبود .
+کسی اونو ازت نگرفته .
- خودش رف ؟
+آره . همیشه همینه ، گاهی یکی هس گاهی هم کسی نیس ،آدما میرن چون دلشون میخواد که برن .
بیشتر اوقات داستان همینه ، آدما دوس ندارن باوراشون نابود بشه ، اونا همه چیزو میندازن گردن نفرسوم ، اونا فکر میکنن اگه اون وجود نداشت چیزی از بین نمیرف . آدما دوس دارن چشاشون رو به روی حقیقت ببندن و با نشونه گرفتن سمت یه دلیل نادرست از از باورهای غلطی که بهشون آرامش میده مواظبت کنن . آدما گاهی احمق میشن .
پ.ن موقت : رضای عزیز ، آدرستون رو میخواید ؟ میتونم عوضش کنم اگر میخواید .
برچسب:
نویسنده: آرتمیس عباسی